رسم این شهر غریب است بیا برگردیم
قصد این قوم فریب است بیا برگردیم
خنده اش سرد و عجیب است بیا برگردیم
عشق بازیچه ی عجیب است ولی در ده ما
دفتر عشق سفید است بیا برگردیم.
نفسم می گیرد
در هوایی که نفسهای تو نباشد.
سلامتی نفس های بی پایان.
بخوای میگم دوستت دارم اما ندارم.
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنم دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویای خودم آغوشت تن می کنم
آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم.
سلامتی کسی که رفت و تنهام گذاشت.
در نگاهت خواندمم عرق تمنایی هنوز
گرچه در جمعی ولی تنهای تنهایی هنوز
بی تو امشب گریه هم با من غریبی می کند
دیده در راه زچشمانم که باز آیی هنوز.
سلامتی نامردها
که اگه نبودند هیچ وقت مرد ها شناخته نمی شدند.
به مشکل بگویید که ای مشکل من خدای بزرگی دارم.
* خود و دیگران را ببخش.
* با مردم همانگونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.
* دوستان تازه پیدا کن ، اما دوستان قدیمی را عزیز بدار.
*راز نگه دار باش.
* شادی ها را به فردا نیانداز.
* اشتباهاتت را بپذیر.
*شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن ، 95% خوشبختی ها و بدبختی های زندگی ات ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود.
*عادت کن چنان در حق کسان خوبی کنی که هرگز نفهمد تو بودی.
*فراوان لبخند بزن ، هزینه ای ندارد و ارزشش قابل تصور نیست.
*در زمان حیاتت وصیتنامه بنویس.
*هرگز امید را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.
*عاشق پیشه باش.
*وقتی کسی تورا بغل می کند اجازه بده خودش هم رهایت کند،پیش دستی نکن.
*هرگز گره ای را که می شود باز کرد ، نبر
*پیش از قضاوت ، حرفهای هر دو طرف را گوش کن.
*هرگز به کسی که دوستش داری ، هدیه ای نده که به یادش بیندازد که در زمینه خاصی احتیاج به بهبود دارد.
*تا آخر خط برو ، وقتی کاری را قبول می کنی تمامش کن.
*یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار می دهد ، در نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور.
*وقتی به کسی می گویی دوستت دارم این را در عمل نشان بده.
*فراموش نکن که لذت هدیه دادن به دیگران بیشتر از هدیه گرفتن است.
*کسانی را که دوستت دارند از یاد نبر.
رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن = ابتدای یک پریشانی است حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو = چشم هایم بی تو بارانی است حرفش را مزن
آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو = راهمان با اینکه طولانی است حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا = دل شکستن کار آسانی است حرفش را مزن
خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی = این شکستن نامسلمانی است حرفش را مزن
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام = رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن.
تمام وجود خسته مرا به نیستی کشانده است.
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
هر که از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقـــی مقدور هر عیـــاش نیست
غم کشیدن کار هر نقاش نیســـت